خاطرات آنیل

آنیل و نیکان

نیمه ی شعبان امسال آجون و مامانی و خاله خدیجه ی آنیل اومدن اردبیل و آنیل خیلی خوشحال بود.  مهمونها که تازه رسیده بودن دیدم آنیل خانم نیست؛رفتم دیدم که جلوی آیینه واستاده و پاهاشو تا نوک انگشتانش بلند کرده و داره موهاشو شونه میکنه... با علیسان و نیکان هم خیلی خوب بازی می کرد . آنیل که عاشقه رانندگی و فرمان ماشین هست وقتی آجون پیاده میشد ، آنیل میرفت می نشست جای آجون و فرمونه ماشینو می چرخوند، یه بار نیکان هم بلافاصله رفت نشست پیش آنیل و با لحن و صدای بانمکش گفت: آنیل من کلیدو میزنم تو روشن کن...               این نقاشی رو آنیل خانم در سن 2 سال 6 ماهگی کشیده:  ...
7 خرداد 1395
1