خاطرات آنیل

دخترم آنیل

تجدید خاطرات

آنیل عزیزم، هفته ی پیش 12 بهمن 96، خونه ی یکی از دوستهای دوره ی لیسانس دانشگاهم دعوت بودیم. باورمون نمی شد بعد این همه مدت باز همدیگر رو می دیدیم. من و سارا و فرانک و مهری و پونه. آنیل و آراز و آرال و مهدیار و دانیال و آرتا و وانیا . واقعا روز خوبی بود و آنیل هم از دیدن بچه ها و مخصوصا آرال و دانیال خیلی شاد شد.  
18 بهمن 1396

یلدای 96

شب اول زمستونو، توی خونه پر مهمونو، با تموم سردی این شب... پر گرمی دلامونو، صحبت از گذشته هامونو، از همه خاطره هامونو، آسمون میزنه نم نم؛ روی شیشه برف و بارونو... شب یلدامو، کل آرزوهامو، زیبایی دنیامو، تقسیم می کنم با تو... آرامش این سال و دلچسبی این حال و نیتم تو هر فال و تقسیم می کنم باتو: تقسبم می کنم با تو...     
17 دی 1396

جشن تولد چهار سالگی آنیل جون

ناز گل مامان امسال تولدت رو اونطور که می خواستی گرفتیم. همه چی اوکی☺😚 اینم چند تا از عکسهات؛ عکسهای آتلیه هم آماده ست. اونا رو هم بعدا می ذارم: کادوی تولد مامان و بابا برای آنیل گلی:                   ...
21 آذر 1396

پرنسس ما چهار ساله شد...

سلام آنیل نازم. امروز چهارمین سالگرد تولدته. نمی دونی دلم چه شوری داره من و بابای مهربونت عاشقت هستیم. جشن تولدت رو انشاالله روز چمعه می گیریم . میشه 10 آذر. چونکه خواستیم روز تعطیل باشه. امیدوارم جشن باشکوه و  لایق فرشته کوچولومون باشه. کارت دعوت جشن تولد آنیل گلی:       ...
7 آذر 1396

عکسهایی از آنیل گلی

آنیل خانم امسال برای اولین بار در مراسم شیرخوارگان حسینی شرکت کرد... . عکس: شبیه سازی حجله حضرت قاسم (ع). پارک حافظ عکس: شبیه سازی گهواره حضرت علی اصغر (ع) کوی سازمانی پادگان امام رضا (ع):     عکس: شهربازی نسل نو:     شهربازی لاله پارک: نقاشی آنیل گلی....       ...
23 مهر 1396

جواب دادن بامزه ی آنیل

آنیل خانم از اونجایی که عاشقه کبابی، منم اکثرا برات کباب درست میکنم. دیروز اومدی سر اجاق گاز میگی غذا چیه؟ منم گفتم کباب ، اون یکی قابلمه رو نشون دادی و پرسیدی اون چیه؟ گفتم آش، تو هم گفتی به من آش ندی آ منم گفتم نه من به تو کباب میدم و گفتم " سن منیم کباب چی بالامسان" تو هم با شیطنت گفتی: "سن ده منیم آش چی بالامسان" از خنده ی من خیلی خوشحال شدی و گفتی زنگ بزن به آجون بگو من اینطوریگفتم       ...
9 شهريور 1396

روز دختر در سال 96

روی پیشونی فرشته ها نوشته  هر کی دختر داره جاش وسط بهشته از آسمون میباره در و طلا و گوهر زر و سیم و نقره وقتی می خنده دختر دختر کوه نمک  دختر عزیزه چشماشو میبنده میخنده ریزه ریزه...   آنیل عزیزم این مطلب رو با تاخیر تو وبلاگ خاطراتت نوشتم . امسال 6 مرداد ماه روز دختر بود و اولین سالی بود که خودت هدیه ات رو انتخاب کردی.... انتخابت هم اسکوتر بود... شیطونک مامان منم برات ساعت خریدم. به قوله خودت سایت کیک هم درست کردم شب هم برات جشن گرفتیم و چقدر ناز می رقصیدی...     ...
1 شهريور 1396

بازی با موجهای دریا

12 مرداد 96 مهمون داشتیم؛ بابا بزرگ و آنا و عمو و عمه و ... .آنیل جون هم بالطبع خیلی خوشحال بود و با آیناز بازی می کرد و سرگرم بود. 13 مرداد رفتیم آستارا و آنیل جون که همیشه از رفتن به دریا واهمه داشت این سری به آیناز نگاه کرد دل و جرات گرفت و با هم نشستن لب دریا و با موجها بازی کردن         ...
23 مرداد 1396