خاطرات آنیل

دخترم آنیل

مراغه

سلام آنیل عزیزم. امروز ۲۲ مرداد ۹۷ ، پنج روزه که مراغه ایم و تا جمعه هم قراره همینجا بمونیم. این هفته رو مرخصی گرفتم. تو هم هر روز که از خواب بیدار میشی دستهای خوشگلت رو میاری جلوی چشمات و با اون انگشتهای نازت می شمری و میگی حالا چند شب اینجا خوابیدیم؟ چند تا شب دیگه مونده؟ حساب و کتابت هم حرف نداره. کاملا دقیق.  
22 مرداد 1397

تعطیلات خرداد ماه

خرداد ماه امسال پنج روز تعطیلی داشتیم ؛ رفتیم مراغه، آنیل خانم هم با نیکان و آیناز خوش گذروند. وقتی می خواستیم برگردیم علی رغم دفعات پیش آنیل گریه نکرد و گفت بزرگ شدم، دلم برای عروسکهام تنگه. فرداش رفتیم استخر ایرانیان سرعین. به آنیل گفتم دیدی گریه نکردی اومدیم استخر! آنیل هم گفت: فکر می کنی من بخاطر استخر گریه نکردم؟! نه! حتی اگه قول استخر نمیدادی هم گریه نمی کردم. آفرین آنیل. خیلی خوشحال میشم وقتی رفتارهای جدی ازت می بینم.  استخر هم خیلی خوش گذشت. اسم دوستت آوینا بود و باهاش خیلی  برات خوش گذشت. مخصوصا تو سرسره بازی... . همیشه شاد و موفق باشی انشاالله          ...
20 خرداد 1397

اردیبهشت97

اردیبهشت ماهیه که همه چی می چسبه! کوه، دشت، جنگل ، دریا، جت اسکی، قایق سواری ، اسب سواری و دوچرخه سواری تو پیستی که لاین اون از بین انبوه درختهای جنگلی و پرطراوت بهاری می گذره و ....  اردیبهشت امسال همه ی اینا خلاصه شد برای ما تو مسافرت محمود آباد مازندران. 2 الی 8 اردیبهشت  مجتمع ورزشی- فرهنگی نفت محمود آباد بودیم که یه مسافرت عالی بود                                       ...
11 ارديبهشت 1397

نوروز ۹۷

سلام آنیل گلم. خاطره های نوروز ۹۷ رو بنا به دلایلی با کلی تاخیر برات می نویسم. اولین روز سال نو رو با خوبی و خوشی و خوشحالی به قصد مسافرت و تفریح حسابی شروع کردیم . ظهر زنجان بودیم و شب قم هتل استقلال. صبح بعد صبحونه رفتیم حرم حضرت معصومه ، بعد نماز  کمی گردش کردیم و برگشتیم هتل . عصر هم رفتیم مسجد جمکران. شب لیله الرغایب بود و حال و هوای خاصی داشت. دو شب قم موندیم و بعد رفتیم اصفهان هتل آسمان. اصفهان هم که واقعا شهر دوست داشتنیه و برامون خیلی خوش گذشت. باغ پرندگان، کلیسای وانک و نقش جهان.   دو شب هم موندیم اصفهان و بعد رفتیم مراغه. تا ۱۷ فروردین مراغه بودیم!  😚😚😚     ...
30 فروردين 1397

چهارشنبه سوری 96

نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش به حال روزگار بوی باران ، بوی سبزه، بوی خاک شاخه های شسته، باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید برگهای سبز بید عطر نرگس، رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست؛ نرم نرمک می رسد اینک بهار؛ خوش بحال روزگار خوش بحال چشمه ها و دشتها خوش بحال دانه هاو سبزه ها خوش بحال غنچه های نیمه باز خوش بحال دختر میخک که می خندد به ناز خوش بحال جام لبریز از شراب خوش بحال آفتاب... "فریدون مشیری" آنیل عزیزم امروز 22 اسفند ، چهارشنبه سوری سال 96 هست. در مورد این روزها بعدا برایت بیشتر می نویسم انشاالله.    ...
22 اسفند 1396

تجدید خاطرات

آنیل عزیزم، هفته ی پیش 12 بهمن 96، خونه ی یکی از دوستهای دوره ی لیسانس دانشگاهم دعوت بودیم. باورمون نمی شد بعد این همه مدت باز همدیگر رو می دیدیم. من و سارا و فرانک و مهری و پونه. آنیل و آراز و آرال و مهدیار و دانیال و آرتا و وانیا . واقعا روز خوبی بود و آنیل هم از دیدن بچه ها و مخصوصا آرال و دانیال خیلی شاد شد.  
18 بهمن 1396

یلدای 96

شب اول زمستونو، توی خونه پر مهمونو، با تموم سردی این شب... پر گرمی دلامونو، صحبت از گذشته هامونو، از همه خاطره هامونو، آسمون میزنه نم نم؛ روی شیشه برف و بارونو... شب یلدامو، کل آرزوهامو، زیبایی دنیامو، تقسیم می کنم با تو... آرامش این سال و دلچسبی این حال و نیتم تو هر فال و تقسیم می کنم باتو: تقسبم می کنم با تو...     
17 دی 1396