آنیلآنیل، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 18 روز سن داره
رادینرادین، تا این لحظه: 5 سال و 6 ماه و 11 روز سن داره

خاطرات آنیل و رادین

AniL& Radin👶🏻👧🏻💙💚💛🧡❤️💜💖

ورزش آنیل جون

آنیل عزیزم که عاشق برنامه تلویزیونی عمو پورنگ هست و هر روز بارها برنامه ضبط شده ی اون رو میبینه، از طریق این برنامه به ورزش علاقه مند شده  و حرکات ورزشی که عمو پورنگ تو این برنامه اجرا میکنه رو بخوبی یاد گرفته . موقعی که با آجون اینا رفته بودیم دشت سردابه اطراف اردبیل ، تو اون هوای صاف و پاک که جون می داد برای ورزش ، آنیل خانم هم آقاجون ورزشکار رو همراهی می کرد:                         اینم دوستت بود اسمش رها بود:       اینا هم چند تا عکس طراحی شده از عروسک نازم آنیل:      ...
21 خرداد 1396

اولین حضور آنیل خانم در انتخابات ریاست جمهوری

آنیل عزیزم 29 اردیبهشت 96 روز انتخابات  دوازدهمین دوره ی ریاست جمهوری  بود و شما اولین بار بود که همراه من و بابا و همچنین آجون و مامانی که مهمون اومده بودن  برامون  ، اومدی برای رای دادن. قدم. نازنینتم مبارک شد و کاندیدی که ما هوادارش بودیم  با کسب بیش از 23 میلیون رای از 41 میلیون رای  پیروز انتخابات شد و بدین ترتیب آقای دکتر حسن روحانی برای بار دوم رییس جمهور کشورمون شد. تو انتخابات دوره ی قبل  تو هنوز به دنیا نیومده بودی  هنوز فقط 18 هفته سنت بود           رنگ نمادین هواداران دکتر  روحانی بنفش بود           ...
31 ارديبهشت 1396

عشق مامان

آنیلم برات می نویسم از مادرانه هایم؛  اینو بدون ماهک من... با وجود تو؛ من نه بهشت می خواهم نه آسمان و نه زمین... بهشت من و زمین من و زندگیم نفس های آرام کودکی توست که در آغوشم رویای پروانه آرزوهایت را می بینی.... و این یعنی نهایت خوشبختی من... .               ...
6 ارديبهشت 1396

اردیبهشت

اردیبهشت شبیه لبخندهای نرم و شیطنت آمیز یک دختر است... با همان چشمهای  شاداب  که شور زندگی شان در دلت غوغا می کند... همانقدر دلربا ... همان اندازه پیش بینی ناپذیر ... با دامن پر چین و گلدارش چرخ می زند و هوش از سرت می برد...     عکس: آنیل خانم  یکم اردیبهشت ماه 96 تو دشت سرسبز   کنار جنگل فندق لو برای من گل چیده بودی...  دوست دارم ماهکم...                 آنیل خانم و دوستش نسترن جان:                   ...
6 ارديبهشت 1396

خوش بحال روزگار...

سلامی گرم و صمیمی  به دختره گلم تو ساله جدید. امیدورام سالی سرشار از شادی و عشق و سلامتی باشه.     و اما خاطرات ما در نوروز سال 96: 28 اسفند 95 بود ؛  و از اونجا که آخره سال بود و کارهای امور مالی اداره مهم و حساس، بنابراین اداره بودم و  پشت میزم نشسته بودم که رییس امور اداری و رفاه اداره مون اومد و گفت که هتل تابران مشهد رو رزرو کنم براتون؟! و منم بعد از مشورت با امیر مهربونم ، قبول کردم و این عید رو رفتیم مشهد که شکر خدا خیلی عالی بود و خوش گذشت... . عصر همراه با امیر جون لباسها و وسایل مورد نیازمون رو جمع کردیم و    .صبح روز یکشنبه 29 اسفند از مسیر خلخال رفتیم تهران و بعد شب رو رفتیم سمنان ...
14 فروردين 1396

نزدیک بهار 96

آنیل عزیزم، ناز دخترکم،  کودکیت را دوست دارم.... کودکیت را بی حساب می خواهم، گوشه ی دلم قهقه بزن، جیغ بکش، گریه کن، لوس شو، بچگی کن،... کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش  جوانیم را....                                                          آنیل عزیزم این نقاشی کفشدوزک رو تو سن سه سال و سه ماه و سه روزگیت کشیدی...           5 اسفند ماه 9...
14 اسفند 1395

اولین برف بازی آنیل جون

آنیل عزیزم، من و بابا امیر مهربونت همیشه دوست داریم وقتی بهت قولی دادیم حتما به اون عمل کنیم. یکی از قولهایی که من دیشب بهت دادم ؛ درست کردن آدم برفی بود. که جنابعالی هم که همش پیگیر بودی. امروز 9 بهمن ماه 95 ؛ که برف زیادی هم اومده، بعد از نهار ، رفتیم حیاط برف بازی و درست کردن آدم برفی. دیشب شکو دراژه هاتو نگه داشته بودی تا امروز  جای چشمهای آدم برفی قرار بدیم. ادم برفیه کوچولویی درست کردیم ولی تو خیلی از دیدنش مخصوصا چشماش شوق و هیجان داشتی.    30 دی ماه هم که رفته بودیم مراغه تولد امیررضا و آیناز که هر دو خیلی خوش گذشت...     ...
9 بهمن 1395