خاطرات آنیل

این روزهای آنیل...

12 آبان ماه 95 آجون و مامانی زحمت کشیدند و اومدن خونه ی ما و ما رو خیلی خوشحال کردن    دیروز و امروز 17  آبان  هم آنیل خانم رفت مهد کودک و تازگیها هم که دم در مهد کودک به من میگه واستا اینجا و بعد خودش از پله ها میره بالا و کفشهاشو در میاره بعد در رو میزنه، خانم معلم هم که در رو وامیکنه و با لحنی خیلی مهربون به آنیل سلام میده آنیل هم خیلی مودب میگه سلام، بعد خانم معلم می پرسه چه خبر؟ آنیل جونم هم میگه سلامتی و میره کلاس..         آنیل عزییزم ؛دیروز  بهت میگم واستا عکستو بگیرم تو هم ایستادی  گفتم یه کم برو عقب تر، تو هم گفتی زود باش الان دیرمون میشه!  این همون عکسه: &nbs...
17 آبان 1395
1