خاطرات آنیل

اولین شعرهای آنیل

امروز 19 مرداد ماه 95: آنیل عزیزم تا امروز شعرهای زیادی گرفته؛  تازگیها کلاس آنیل خانم تو مهد کودک عوض شده و دبگه میره کلاس بزرگترها و شعر خوندن یاد میگیره؛ به محض اینکه جلوی مهد کودک خانم معلم همدمی زحمت میکشه و آنیل جون رو میاره سوار  ماشین میکنه آنیل شروع میکنه به خوندن شعرهایی که تو مهدکودک یاد گرفته؛ آنیل عزیزم تا این لحظه که دو سال و هشت ماه و بیست وسه روز سن داره این شعرها رو خیلی خوب می تونه بخونه: اتل متل توتوله... عمو پلیسه بیداره... میوه نخور نشسته... یه توپ دارم دارم قلقلیه... آنیل خانم گل دسته میونه گلها نشسته... سلام مامان سلام بابا من اومدم...     ...
19 مرداد 1395
1