خاطرات آنیل

مهد کودک

دختر نازم  فرشته ی بهشتی ام  آنیلم،  امروز 17 دی ماه 94  رفتی مهدکودک.  درسته وقتی خونه ای صبح ها ساعت 10:15 بیدار میشی ، ولی روزهایی هم که میری مهد کودک ساعت 8:20 حین لباس پوشوندنت بیدار میشی بدون اینکه یه کم نق بزنی همراه من میای. البته منم بخاطر تو یک ساعت دیرتر میرم اداره. تو مهد کودک مربی تو خیلی دوست داری. میخوای بهش بگی خانم معلم... میگی حام منی! همچنین دوستاتو که اسمشون هلنا و آریاست.... بعد از برگشتن از مهد همش میگی هه یه نا..... آیا.... گاها هم میگی همدمی (اسم یکی از مربی هاست).    این عکسها رو خاله فرحناز طراحی کرده      (البته عک...
17 دی 1394
1