خاطرات آنیل

بازی با موجهای دریا

12 مرداد 96 مهمون داشتیم؛ بابا بزرگ و آنا و عمو و عمه و ... .آنیل جون هم بالطبع خیلی خوشحال بود و با آیناز بازی می کرد و سرگرم بود. 13 مرداد رفتیم آستارا و آنیل جون که همیشه از رفتن به دریا واهمه داشت این سری به آیناز نگاه کرد دل و جرات گرفت و با هم نشستن لب دریا و با موجها بازی کردن         ...
23 مرداد 1396

تعطیلات عید فطر 96

پنجم  و ششم تیرماه 96 تعطیلات عید فطر بود و با یکی دو روز  مرخصی ،یه هفته رفتیم مراغه و خدا رو شکر خیلی خوش گذشت. یه روز هم همگی با آجون رفتیم مهاباد... عکس: آنیل و نیکان در راه خرید نون برای صبحانه :             ...
28 تير 1396

ورزش آنیل جون

آنیل عزیزم که عاشق برنامه تلویزیونی عمو پورنگ هست و هر روز بارها برنامه ضبط شده ی اون رو میبینه، از طریق این برنامه به ورزش علاقه مند شده  و حرکات ورزشی که عمو پورنگ تو این برنامه اجرا میکنه رو بخوبی یاد گرفته . موقعی که با آجون اینا رفته بودیم دشت سردابه اطراف اردبیل ، تو اون هوای صاف و پاک که جون می داد برای ورزش ، آنیل خانم هم آقاجون ورزشکار رو همراهی می کرد:                         اینم دوستت بود اسمش رها بود:       اینا هم چند تا عکس طراحی شده از عروسک نازم آنیل:      ...
21 خرداد 1396

اولین حضور آنیل خانم در انتخابات ریاست جمهوری

آنیل عزیزم 29 اردیبهشت 96 روز انتخابات  دوازدهمین دوره ی ریاست جمهوری  بود و شما اولین بار بود که همراه من و بابا و همچنین آجون و مامانی که مهمون اومده بودن  برامون  ، اومدی برای رای دادن. قدم. نازنینتم مبارک شد و کاندیدی که ما هوادارش بودیم  با کسب بیش از 23 میلیون رای از 41 میلیون رای  پیروز انتخابات شد و بدین ترتیب آقای دکتر حسن روحانی برای بار دوم رییس جمهور کشورمون شد. تو انتخابات دوره ی قبل  تو هنوز به دنیا نیومده بودی  هنوز فقط 18 هفته سنت بود           رنگ نمادین هواداران دکتر  روحانی بنفش بود           ...
31 ارديبهشت 1396

عشق مامان

آنیلم برات می نویسم از مادرانه هایم؛  اینو بدون ماهک من... با وجود تو؛ من نه بهشت می خواهم نه آسمان و نه زمین... بهشت من و زمین من و زندگیم نفس های آرام کودکی توست که در آغوشم رویای پروانه آرزوهایت را می بینی.... و این یعنی نهایت خوشبختی من... .               ...
6 ارديبهشت 1396

اردیبهشت

اردیبهشت شبیه لبخندهای نرم و شیطنت آمیز یک دختر است... با همان چشمهای  شاداب  که شور زندگی شان در دلت غوغا می کند... همانقدر دلربا ... همان اندازه پیش بینی ناپذیر ... با دامن پر چین و گلدارش چرخ می زند و هوش از سرت می برد...     عکس: آنیل خانم  یکم اردیبهشت ماه 96 تو دشت سرسبز   کنار جنگل فندق لو برای من گل چیده بودی...  دوست دارم ماهکم...                 آنیل خانم و دوستش نسترن جان:                   ...
6 ارديبهشت 1396

نازلی عروسکیم آنیل

ناز عروسکم: بهانه هم اگر میگیری بهانه ی مرا بگیر من تمام خواسته هایت را وجب کرده ام هیچکس، هیچکس به اندازه ی من  عاشق تو و بهانه هایت نیست....                       ...
30 فروردين 1396

خوش بحال روزگار...

سلامی گرم و صمیمی  به دختره گلم تو ساله جدید. امیدورام سالی سرشار از شادی و عشق و سلامتی باشه.     و اما خاطرات ما در نوروز سال 96: 28 اسفند 95 بود ؛  و از اونجا که آخره سال بود و کارهای امور مالی اداره مهم و حساس، بنابراین اداره بودم و  پشت میزم نشسته بودم که رییس امور اداری و رفاه اداره مون اومد و گفت که هتل تابران مشهد رو رزرو کنم براتون؟! و منم بعد از مشورت با امیر مهربونم ، قبول کردم و این عید رو رفتیم مشهد که شکر خدا خیلی عالی بود و خوش گذشت... . عصر همراه با امیر جون لباسها و وسایل مورد نیازمون رو جمع کردیم و    .صبح روز یکشنبه 29 اسفند از مسیر خلخال رفتیم تهران و بعد شب رو رفتیم سمنان ...
14 فروردين 1396