خاطرات آنیل

دخترم آنیل

عشق مامان

آنیلم برات می نویسم از مادرانه هایم؛  اینو بدون ماهک من... با وجود تو؛ من نه بهشت می خواهم نه آسمان و نه زمین... بهشت من و زمین من و زندگیم نفس های آرام کودکی توست که در آغوشم رویای پروانه آرزوهایت را می بینی.... و این یعنی نهایت خوشبختی من... .               ...
6 ارديبهشت 1396

اردیبهشت

اردیبهشت شبیه لبخندهای نرم و شیطنت آمیز یک دختر است... با همان چشمهای  شاداب  که شور زندگی شان در دلت غوغا می کند... همانقدر دلربا ... همان اندازه پیش بینی ناپذیر ... با دامن پر چین و گلدارش چرخ می زند و هوش از سرت می برد...     عکس: آنیل خانم  یکم اردیبهشت ماه 96 تو دشت سرسبز   کنار جنگل فندق لو برای من گل چیده بودی...  دوست دارم ماهکم...                 آنیل خانم و دوستش نسترن جان:                   ...
6 ارديبهشت 1396

نازلی عروسکیم آنیل

ناز عروسکم: بهانه هم اگر میگیری بهانه ی مرا بگیر من تمام خواسته هایت را وجب کرده ام هیچکس، هیچکس به اندازه ی من  عاشق تو و بهانه هایت نیست....                       ...
30 فروردين 1396

خوش بحال روزگار...

سلامی گرم و صمیمی  به دختره گلم تو ساله جدید. امیدورام سالی سرشار از شادی و عشق و سلامتی باشه.     و اما خاطرات ما در نوروز سال 96: 28 اسفند 95 بود ؛  و از اونجا که آخره سال بود و کارهای امور مالی اداره مهم و حساس، بنابراین اداره بودم و  پشت میزم نشسته بودم که رییس امور اداری و رفاه اداره مون اومد و گفت که هتل تابران مشهد رو رزرو کنم براتون؟! و منم بعد از مشورت با امیر مهربونم ، قبول کردم و این عید رو رفتیم مشهد که شکر خدا خیلی عالی بود و خوش گذشت... . عصر همراه با امیر جون لباسها و وسایل مورد نیازمون رو جمع کردیم و    .صبح روز یکشنبه 29 اسفند از مسیر خلخال رفتیم تهران و بعد شب رو رفتیم سمنان ...
14 فروردين 1396

نزدیک بهار 96

آنیل عزیزم، ناز دخترکم،  کودکیت را دوست دارم.... کودکیت را بی حساب می خواهم، گوشه ی دلم قهقه بزن، جیغ بکش، گریه کن، لوس شو، بچگی کن،... کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش  جوانیم را....                                                          آنیل عزیزم این نقاشی کفشدوزک رو تو سن سه سال و سه ماه و سه روزگیت کشیدی...           5 اسفند ماه 9...
14 اسفند 1395

اولین برف بازی آنیل جون

آنیل عزیزم، من و بابا امیر مهربونت همیشه دوست داریم وقتی بهت قولی دادیم حتما به اون عمل کنیم. یکی از قولهایی که من دیشب بهت دادم ؛ درست کردن آدم برفی بود. که جنابعالی هم که همش پیگیر بودی. امروز 9 بهمن ماه 95 ؛ که برف زیادی هم اومده، بعد از نهار ، رفتیم حیاط برف بازی و درست کردن آدم برفی. دیشب شکو دراژه هاتو نگه داشته بودی تا امروز  جای چشمهای آدم برفی قرار بدیم. ادم برفیه کوچولویی درست کردیم ولی تو خیلی از دیدنش مخصوصا چشماش شوق و هیجان داشتی.    30 دی ماه هم که رفته بودیم مراغه تولد امیررضا و آیناز که هر دو خیلی خوش گذشت...     ...
9 بهمن 1395

کنار دریا و شب کریسمس 2017

آنیل عزیزم؛ دیروز جمعه 10 ام دی ماه95 رفتیم کنار دریا و آتیش روشن کردیم و تو هم حسابی با صدف و شن بازی کردی. صدفها رو پرت می کردی تو دریا و می گفتی ماهی ها ور دارین و کلی ذوق می کردی. آخر شب هم برگشتیم خونه منم موقع خواب اومدم بوست کردم و گفتم آنیل جونم خداحافظ! تو هم گفتی مگه کجا می خوای بری! بگو شب بخیر!    قربونت برم کوچولوی شیطون بلای بابا و مامان که حواست همیشه جمع هست.                  بابا و مامان  عاشقتن                                    &n...
11 دی 1395

شب یلدا

آنیل عزیزم شب یلدا مبارک. الهی عمرت بلندتر از هزار شب یلدا باشه. دوست دارم                       آنیل خانم در حال عکس گرفتن از سفره ی شب یلدا:      اینم عکس نیکان کوچولو، پسر خاله ی آنیل خانم:                    ...
1 دی 1395